شما اینجا هستید

موسسه میراث مشترک مطالعات پایه سرزمین

تصویر نمونهموسسه میراث مشترک مطالعات پایه سرزمین  که بوسیله 9 نفر از معماران و هنرمندان ایرانی در خرداد 91 در تهران آغاز به کار کرد. دارای اهدافی چون تبادل دانش فنی و تخصصی در زمینه مسائل مرتبط معماری و شهرسازی، آشنایی و معرفی حوزه تمدن ایرانی، شناخت تعاملات و اشتراکات فرهنگی ایران و سایر حوزه های تمدنی و نهایتا تهیه بانک اطلاعات در این زمینه می باشد. این موسسه پژوهشی طی دو سال گذشته، برنامه های معرفی و سخنرانی در زمینه حوزه تمدن ایران و اقوام ایرانی که در خارج از مرزهای کنونی بسر می برند را با همکاری انجمن مفاخر معماری ایران، برگزار کرده است. بخشی از این پژوهش ها به روابط تاریخی و فرهنگی با سایر حوزه های تمدن مشرق زمین، مثل هند نیز معطوف است. می دانید که به عنوان نمونه، سابقه اشتراکات فرهنگی ایران و هند، به پیش از سه هزار سال قبل و مهاجرت آریایی ها بر می گردد. روابط ایران و شبه قاره هند، قبل از اسلام بر اساس نژاد مشترک، زبان و آداب و رسوم مشترک بوده و بعد از آن در دوره های مختلف، مهاجرت مستمر ایرانیان به این شبه قاره به ویژه در دوره گورکانیان موجب خلق آثار عدیده در زمینه هنر و معماری و نشات گرفته از تمدن ایرانی گردیده است.

در حال حاضر مطالعات تیسفون، هنر عصر تیموری، حوزه تمدن آبی ایران، باغ های کشمیر و مراودات ایران و هند در زمینه معماری و هنر، مهمترین طرح های در دست مطالعه است. البته تفاهم نامه ای هم تحت عنوان "مطالعات معماری و هنر آشور" با موسسه مطالعات سازه های آشوری اخیرا به امضا رسیده است.

مرزهای هنر و معماری ایرانی کجاست؟

اصولا نمی توان مرزهای جغرافیایی امروز را به عنوان میزان ایرانی بودن یا نبودن یک تمدن بکار برد در استخوان بندی مرزهای امروزی، فقط معدودی از اماکن مهم تاریخی ایران پیش ازاسلام و بعد اسلام قرار گرفته است. تمدن ایران که گاهی با نام فلات نجد ایران نیز خوانده می شود، شامل کلیه سرزمین های ماورالنهر تا میان رودان است و افغانستان و بخش شمالی پاکستان را در بر می گیرد و تا مرز هند پیش می رود. شکل ایرانشهر یا حوزه تمدنی ایرانی را مورخین و جغرافیدانان ثبت کرده اند. این نواحی که از نظر باستانشناسی و هنر اهمیتی ویژه دارد، حاوی تقریبا مهمترین اماکن ادوار اسلامی است، ضمن اینکه با اهمیت ترین مراکز تمدن های پیش از اسلام مانند تمدن عیلامی، اورارتوئی، مادی، هخامنشی و ساسانی در مرزهای فعلی ایران امروزی قرار دارد.

پرداختن به اقوام کهن و شناختن ریشه های نژادی آن ها، هنر، اقتصاد، باورهای آئینی، ما را با پیشینه تمدن هایی که امروزه حوزه تمدنی ایران بزرگ را تشکیل می دهند، آشنا می کند. به عنوان مثال در قفقاز و ماورای قفقاز، شناخت اقوام ارمنی و گرجی و آلبانیایی و همچنین در بین النهرین، شناخت اقوام آشوری، کاسی ها و بابلی ها برای آشنایی با چگونگی شکل گیری معماری و شهرسازی ایرانی خارج از مرزهای فعلی ایران حائز اهمیت می باشد. به عنوان مثال پژوهشگران برای مطالعه دوره اشکانی و آثار معماری و شهرسازی پارتی بیشتر در ماورالنهر یا بین النهرین متمرکز اند چرا که با انتقال پایتخت اشکانیان از شهر هکتام پولیس (صد دروازه، قومس) به کناره دجله، این مناطق به رشد و تمدن دست یافت. در حالیکه در ایران امروزی، تنها اندکی از آثار دوره اشکانی باقیمانده، یا مثلا زیباترین نمونه های کار سنگی معماری بویژه در دوران سلجوقی و ملوک الطوایفی را باید در ترکیه (آناتولی) جستجو کرد. اگر چه مشابه این آثار در آذربایجان شرقی و غربی فعلی نیز قرار دارد. در سلسله هایی مانند آل بویه و سلجوقیان مرکز حکومت در ایران (اصفهان) قرار داشت، حتی بعد از حمله مغولان و به سلطنت رسیدن ایلخانان مغول، پایتخت (تبریز و سلطانیه) همچنین در ایران امروزی بود. اما حکومت تیموریان، پایتخت را به بیرون از مرزهای ایران امروزی و به سمرقند و هرات منتقل کرد. و بالتبع، بهترین آثار دوره  تیموری، امروزه در خارج از ایران قرار دارد. بنابراین می بینید که دستاوردهای حوزه تمدن ایرانی را نمی توان صرفا در ایران امروز جستجو کرد و ما نیاز به شناخت محیط پیرامونی خود داریم تا گستره هنر و معماری ایران را باز شناسیم. در حال حاضربخشی از این پژوهش ها در موسسات پژوهشی غیر دولتی، منجمله موسسه میراث مشترک انجام می گیرد.