شما اینجا هستید

بزرگداشت مرحوم پروفسور عبدالباقی گولپینارلی در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی

مراسم بزرگداشت مرحوم پروفسور عبدالباقی گولپینارلی دیروز در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد.
در ابتدای این مراسم دکتر مهدی محقق رئیس انجمن گفت: یکی از مساعی این انجمن در برگزاری بزرگداشت‌ها این بوده است که برای کسانی که خارج از ایران به ترویج زبان و فرهنگ ایرانی، اسلامی پرداخته‌اند مجلس بزرگداشتی برگزار کنیم و آن‌ها را از خود بدانیم. تاکنون این دهمین بزرگداشتی است که برای افراد خارجی که مروج زبان و فرهنگ ایران هستند برگزار کرده‌ایم. وی افزود: از جمله این بزرگداشت‌ها به عنوان مثال بزرگداشت مرحوم «ایزوتسو» در ایران بود که پنج سال در میهن ما اقامت داشتند و در این مدت ۱۰ اثر ایشان از انگلیسی به فارسی ترجمه شد، او یگانه شخصی بود که قرآن را تحلیل زبان‌شناسی کرده بود و تنها کسی بود که قرآن را از زبان اصلی به ژاپنی ترجمه کرد. از این جمله نقیب‌العطاس مالزیایی بود که برای ایشان هم بزرگداشت گرفتیم چرا که در جامعه‌ای که زیر تبلیغات وهابیون بود، برای تبلیغ فرهنگ ایرانی، اسلامی تلاش می‌کرد. همچنین نذیر احمد، اظهر دهلوی و همین‌طور شکور تاجیکی که در اختناق فرهنگی تاجیکستان آن زمان، تا زمانی که زنده بود زبان فارسی را زنده نگاه داشت و از این جمله جرج جرداق مسیحی بود. بنابراین این هدف، هدف بزرگ است چرا که با این بزرگداشت‌ها دانشجویان و نسل جوان با آنچه که در خارج کشور می‌گذرد آشنا می‌شوند.

دکتر مهدی محقق با اشاره به کتابی که همزمان با مراسم دیروز دربارة عبدالباقی گولپینارلی توزیع شد، گفت: دکتر توفیق سبحانی معاون انجمن، در این کتاب چندین اثر از عبدالباقی گولپینارلی را به زبان فارسی ترجمه کرد.

سپس دکتر سیدحسن شهرستانی عضو هیأت مدیره انجمن آثار و مفاخر فرهنگی گفت: او با دقت دربارة مولانا تحقیق کرده است. در واقع برای او زبان فارسی نه زبان دوم بلکه زبانی در طراز زبان مادری است. بر این اساس حتی سنگ قبرش را هم به فارسی حک کرده است.

سپس دکتر صلاح‌الدین دلشاد فوق تخصص جراحی کودکان از مصاحبان دکتر گولپینارلی گفت: من برای تحصیل پزشکی در استانبول اقامت داشتم که با ایشان آشنا شدم. او ستاره که خیر، خورشید درخشانی بود در آن دیار برای معرفی اهل بیت و مولاناشناسی کتابهای او بسیار زیاد است. شاید باور نکنید بیش از ۱۰۰ کتاب نوشته است شرایط او اینگونه بود. در جایی به عنوان استاد شیعه فعالیت می‌کرد که از طرفی سنی‌های متعصب و تندرو در برابر او قرار داشتند و از سوی دیگر چون صوفی مسلک بود، اهل شریعت با او نامهربان بودند. او متولد استانبول است، مادرش او را چنان تربیت کرد، براساس تربیت شیعه. وی در بخشی از سخنان خود گفت: ما در انجمن اسلامی استانبول سعی کردیم برای اصلاح ذات‌البین، بین شیخ احمد سامری همدانی و دکتر گولپینارلی روابط حسنه‌ای را ایجاد کنیم. این ارتباط تا بدانجا پیش رفت که باعث تقویت شیعه در آن دیار شد و چندین کتاب به زبان ترکی از جمله ترجمه نهج‌البلاغه به قلم استاد عبدالباقی منتشر شد.

انتشارات زمان را تأسیس کردیم و کتاب‌ها را با مشارکت فی‌‌سبیل‌الله دانشجویان به چاپ رساندیم حتی کتاب‌های شهید مطهری را به چاپ رساندیم. وی با اشاره به خصوصیات اخلاقی استاد عبدالباقی گفت؛ ایشان هر بزرگی که به استانبول می‌آمدند را مورد استقبال قرار می‌داد مثلاً به یاد دارم زمانی که علامه امینی در صدد پیدا کردن دو حدیث برای کتاب الغدیر بودند، به استانبول آمدند و مورد استقبال ایشان قرار گرفتند. همچنین این استقبال برای علامه محمدتقی جعفری نیز رخ داد. استاد هیچ در دنیا نداشت، متواضع بود و خوش صحبت و با همه صنوف وارد صحبت می‌شد و فقط دو چیز را تحمل نکرده از متعصب پرهیز می‌کرد و از نادان همچون حیوان درنده فراری بود و همیشه در حال نوشتن بود. وی در پایان گفت: ایشان تا وقتی که در قید حیات بودند. سه قبر برای خود درست کرده بود، هر هفته می‌رفت و برای خود هم فاتحه می‌خواند. به عرفان و قرآن خدمت کرده است و ترجمه قرآن او بسیار عالی است.

پس از سخنرانی دانشجویی ترک به نام محمد سلیم رضوان، استاد توفیق سبحانی گفت:گویی برای شرقیان بیوگرافی نویسی در مورد کسانی که هنوز حیات دارند، کاری دشوار است آیا شرقیان مرده پرستند؟ نمی‌دانم. اینقدر می‌دانم که مراسم تجلیل که در حضور بعضی از بزرگان و برای بزرگداشت آنان تشکیل شده، غالباً محافل سردی بوده است. استاد عبدالباقی هم شرقی است و هم از حق نباید گذشت که محققان ترکیه در این باب گامی جلوتر هستند و درباره زنده‌ها نیز نکاتی را روشن کرده‌اند که از مجموعه آن‌ها این نکات را می‌توان باز گفت:

استاد عبدالباقی گولپینارلی پسر مرحوم احمد مدحت افندی معروف به احمد آگاه است. پدرش از روزنامه‌نگاران قدیمی بود و او را شیخ المخابرین می‌گفتند. استاد عبدالباقی در سال ۱۹۲۷ وارد دانشکده ادبیات دارالفنون و در سال ۱۹۳۰ فارغ‌التحصیل شد.